این روزهای من
سلام
بازگشت پیروزمندانه لپ تاپ دلبندم به آغوشم رو تبریک می گم و امیدوارم دیگه اینجوری اذیتم نکنه و رفیق نیمه راه نشه که نمی دونه این چند روز چقدر غصه اش رو خوردم و چقدر به وجودش احتیاج داشتم ( آدم شوهر نداشته باشه به لپ تاپ پناه می بره دیگه
به کسی نگید اما لپ تاپ من شب ها هم جفتم رو تخت می خوابه
).
آره لپ تاپم درست شد. البته مشکل سخت افزاری نداشت و برنامه هاش قاط زده بود و ویروس هم نبود. چون من آنتی ویروس قوی نورتون دارم که سالیانه واسش پول می دیم. خود یارو هم گفت ویروس نبود اما نمی دونیم چی باعث اینقدر مشکل تو لپ تاپت شده. حدود ۱۶۱ دلار هم خرج گردنم افتاد چون گارانتی نرم افزار نبود. و اینکه همه فایل ها و اطلاعات و برنامه ها و خلاصه هر چیز روش بود رو از دست دادم. طرف بهم گفت اگه می خوای اون ها رو واست ذخیره کنیم باید ۱۰۰ دلار بدی و منم چون کف گیرم به ته دیگ خورده بود گفتم نه لازم نیست. چیزها مهم رو در آوردم. اما اصلا حواسم به برنامه ها نبود. مهم ترین برنامه هم مایکرو سافت آفیس بود که تو این دوره زمانی واسه من نقش آب حیات رو داره و تو تمام کارها درسی ام به این برنامه احتیاج دارم. دلیل اینکه بهش فکر نمی کردم هم این بود که کد آفیس ۲۰۰۷ رو دارم و واسه داشتن برنامه فقط باید نسخه آزمایشی اش رو دانلود می کردم و کد رو می ذاشتم. حالا که می رم تو سایت ماکروسافت، چون نسخه جدید ۲۰۱۰ اومده دیگه لینک دانلود ۲۰۰۷ رو نداره و من موندم و حوضم. واقعا گیر کردم و نمی دونم چی کار کنم. به احتمال زیاد باید ۲۰۰ دلاری واسه خرید برنامه جدید پیاده بشم. نورتون هم مشکل دیگه ای داشتم که کامپیوترم رو در حال حاضر محافظت شده حساب می کرد و خدا رو شکر اون رو تونستم درست کنم.
الان هم کلاس English Composition تموم شده و من اومدم تو کتابخونه دانشکده نشتم که دقیقا به همین خلوتی و ساکتی هست که مشاهده می کنید:

سه ساعت دیگه کلاس تاریخ هنر دارم که معلمش همین معلم درس قبلیمه و واقعا خیلی باحال و خوبه. البته هنوز نمره هام رو نداده ببینم چطوری نمره می ده اما خیلی کلاسش شاد و راحته. مخصوصا این درس تاریخ هنر که یه چیز تو مایه ها تاریخه رو یه جوری درس می ده که انگار داره واست قصه خنده دار تعریف می کنه و باعث می شه مطالب همیشه تو ذهنمون موندگار بمونه. به عنوان مثال می گفت: پژوهشگران تا دوره ی ۱۸۰۰ میلادی نمی دونستن چه جوری خط مصری رو بخونن تا اینکه به سرباز فرانسوی جیشش گرفت
. جریان اصلی اینه که در اون زمان یکی از سرباز ها ناپلئون دستشویی اش می گیره و موقع انجام کارش یه سنگ بزرگ سیاه(Rosetta Stone) رو پیدا می کنه که روش یه مطلب خاصی رو به سه زبون نوشته بودن و از اونجایی که می دونستن دو تای دیگه رو بخونن، با کمک اون دو زبان، تونستن خط مصری رو هم ترجمه کنند. خوب من این سبک درس دادنش رو خیلی دوست دارم. چون مطالب داره به شکل ساده و سرگرم کننده تو ذهنم شکل می گیره. خوشحالم که از این معلم ها نیست که بیاد سر کلاس و طوطی وار مطالب رو عین کتاب بیان کنه و ما هم فقط حفظ کنیم و فرداش یادمون بره. امروز سر کلاس قبلی ام داشت یه سری عکس ها رو نشون می داد تا ما راجع بهشون بنویسم و وقتی داشت راجع به عکس حرف می زد تا ذهنمون رو آماده کنه یه تیکه باحالی انداخت که تا ۱۰-۱۵ دقیقه من نمی تونستم جلو خنده ام رو بگیرم. به دو دلیل اینجا نمی نویسمش: یک اینکه بالا ۱۸ سال هست و زشته عمومی بنویسم و ما ایرانی ها مثل آمریکایی ها نیستیم و این جور مسائل رو عمومی نمی گیم. دو اینکه خوندن کی بود مانند شنیدن
. مطمئنم اون حسی که شنیدنش داره خوندنش نداره. طرز بیان و موقعیت بیان مطلب خیلی مهمه.
خلاصه اخبار و نیازمندی ها:
-
خدا رو شکر تا الان از تمام معلم ها این ترمم راضی هستم

-
کسی به من سایت شکلک ها رو می ده؟؟ گمشون کردم

-
یکشنبه میرم کنسرت همای مستان
-
این دو هفته کلی امتحان دارم
-
تابستون سال دیگه می خوام بیام ایراااااااااااااااان

-
عید فطر رو به همه اون هایی که روزه گرفتن تبریک می گم
-
کسی لینک قانونی واسه مایکروسافت آفیس ۲۰۰۷ Professional داره؟
-
دوستتون دارم
-
طناز خانم، دختر مرضیه(دختر خالم) به دنیا اومد. عزیزززززززززززممممممممممم
. الهی خاله نرگس قربون اون دماغ گنده ات بره جیگیلیه خودم. نمی تونم صبر کنم برا دیدنت
( در ضمن دخترمون تازه به دنیا اومده هنوز ورم داره. دماغش کوچیک می شه انشاالله
) -
.
-
.
-
.
-
.
-
.
-
بسه دیگه تموم شد

سلام.نرگس هستم.متولد 31/1/1367 شیراز.ساکن آمریکا.هر وقت دلم بگیره یا خوشحال باشم اینجا می نویسم