انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

دیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود. اوباما رقابت سختی با حریف جمهوری خواه اش، میت رامنی، داشت. خیلی روز هیجان انگیزی بود... با اینکه خیلی خسته بودم تا ساعت دو نصفه شب بیدار بودم و نتایج رو دنبال می کردم. اوباما با اختلاف زیاد پیروز شد و برای چهار سال دیگه مقام ریاست جمهوری رو از آن خودش کرد.

امیدوارم اینبار مردم ایران قدرش رو بدونن و اوضاع بهتر بشه. می دونم کمر ملت داره زیر بار تحریم هایی که کشورهای جهان رو ایران گذاشتن خم میشه، اما میت رامنی کسی بود که گفته بود حاضره اسرائیل رو برای حمله به ایران ساپورت کنه. من که به هیچ قیمتی نمی خوام کشورم یه بار دیگه درگیر یه جنگ بشه... تنها کسی که تو این درگیری ها ضربه می خورن مردم هستند.... سیاست مدارها همیشه جاشون راحته...

 


نظر شخصی: یکی از زیبایی های آمریکا اینه که ۵۰ سال قبل سیاه پوست ها حق وارد شدن به رستوران های سفید پوست ها و نشستن کنار سفیدپوست ها و نشستن در اتوبوس وقتی یه سفید پوست ایستاده است (باید بلند میشدن و جاشون رو میدادن به شخص سفید پوست) و خیلی دیگه از حقوق ابتدایی بشری رو نداشتند و امروز یک سیاه پوست برای دومین بار به بالاترین مقام این کشور رسید... واقعا قابل تقدیره...

درس خوندن روی زمین!

مامان و بابام دو روز دیگه میان پیشم... واسه همین من امروز مشغول تمیز کردن اتاق سوم خونمون بودم. ما چون تو خونمون سگ داریم و با کفش هم تو خونه می گردیم، زمین و فرش خونه مون تمیز و بهداشتی نیست... گاهی اوقات خسته میشم از نشستن پشت میز... دلم می خواد موقع درس خوندن ولو بشم رو زمین... اما معمولا نمیشه... اما امشب شد! چون اتاق رو تمیز کردم و در رو بسته ام که سگ ها نیان تو. وای نمی دونید چه حالی می داد رو زمین لم بدی درس بخونی در حالی که یه لیوان چایی داغ و تازه دم رو نوش جان می کنی... عادت بدی دارم... چایی رو داغ می نوشم! نصیحت هم نکنید که چاره ساز نیست...

 

اون چیز گل گلیه هست کنار کتابم، پد گرمایشه. پریشب بد خوابیده بودم گردن درد گرفته بودم. دیشب روشنش کردم گذاشتم زیر سرم تا صبح راحت خوابیدم. امروز دردش خیلی کم شده بود. عصری واسه تکمیل درمان در حال درس خوندن پشت سرم بود. الان کاملا خوبم. اما داشتم هشدار های روش رو می خوندم... نوشته بود هرگز موقع خواب استفاده نکنید و هرگز روش نخوابید. باید روی محل مورد نظر باشه نه زیرش!