جشن مهرگان
سلام
اول از همه جشن مهرگان رو به تمام هم وطن هام شاد باش میگم. مهرگان پس از نوروز بزرگترین و مهم ترین جشن ایرانی هاست.
یکشنبه ی گذشته ایرانی های اینجا به مناسبت مهرگان تو یه پارک جمع شدند. هممون از رستوران ایرانی چلو کباب کوبیده واسه ناهار سفارش داده بودیم. دیگه دردسر آشپزی نداشتیم. نصف غذام که تموم شد مینا و دوست پسرش اومدند و سر میز ما نشستند. مینا مرصع پلو درست کرده بود... غذای مورد علاقه ی من! دیگه غذام رو گذاشتم کنار و افتادم به جون غذای مینا. خیلی حال داد جای شما خالی. آخر هم هرچقدر مونده بود برداشتم با خودم آوردم خونه! در هرحال روز خوبی بود. جای دوستان خالی.
اتفاق مهم دیگه که اخیرا اتفاق افتاد درد گرفتن دندونم بود. اوایل تابستون رفته بودم دندون هام رو جرم گیری کنم یارو بهم گفت یکی از دندونات خیلی پوسیده است و باید سریع بهش برسی. گفتم باشه اما پیش خودم گفتم حالا میشه تا سال دیگه که میام ایران نگه اش دارم و اینجا خیلی خرجم میشه و ..... اما حدود دو هفته پیش دندونم آبسه کرد و به مینا که زنگ زدم گفت احتمالا دیگه عصب کشی میخواد و عصب کشی هم اینجا 2500 دلار خرج داره. یعنی من که اولش می گفتم 400 دلار زیاده و میرم ایران مجانی درستش میکنم حالا باید 2500 دلار میدادم! وقت دندان پزشکی از یه دکتر ایرانی گرفتم و کلی التماسش کردم که توروخدا یه کاری کن من دانشجو هستم و کار هم نمی کنم! یه کاریش کن تا سال دیگه که میرم ایران بکشه. پوسیدگی به عصب رسیده بود. گفت ریسک می کنم و برات پرش می کنم اما ریسکه. تا یه هفته اگه درد نگرفت یعنی جواب داده، اگه نه که باید عصب کشی بشه. الان یه هفته گذشته و درد نگرفته... تو جشن مهرگان دیدمش گفت خیلی نشانه خوبیه اما واسه احتیاط یه هقته دیگه صبر کن تا اون موقع دیگه حتما مشخص میشه. خلاصه که فعلا با همون 400 دلار درست شد. به قول معروف مرگ رو دیدم و به تب راضی شدم! حالا 3-4 تا دندون دیگه دارم که پوسیدگی دارند... شاید مجبور بشم اون ها رو هم درست کنم تا وضعشون خیلی خراب نشده...
اخبار رسیده از اوضاع داخلی ایران خیلی ناراحت کننده است. نمی دونم مردم چطوری دارن با این گرونی ها زندگی می کنند...
سلام.نرگس هستم.متولد 31/1/1367 شیراز.ساکن آمریکا.هر وقت دلم بگیره یا خوشحال باشم اینجا می نویسم