سفر به امارت
سلام
یاداتونه براتون از احتمال سفر به دبی نوشتم؟؟ خوب احتمال به عینیت تبدیل شد و حدود یه ماه پیش رفتم دبی.
برادرم و زن برادرم هم از ایران اومدن. خیلی سفر خوبی بود و خیلی خوش گذشت.
سعی کردم کارهایی رو انجام بدم که تا حالا انجام ندادم. کارهایی که روزمره تو امریکا انجام نمیدم.
برج خلیفه (بلند ترین برج دنیا) رفتم. پارک آبی رفتم. ساحل رفتم. شتر سواری رفتم. به دیدن پنگوئن های دبی رفتم. غذاهای عربی خوردم. مراکز خریدشون رو دیدم اما هیجی خرید نکردم. هیچی نبود که امریکا نباشه. اصلا میلی هم به خرید نداشتم کلا...
بعد از حدود دو سال با مینا دوستم دیدار کردم و بسیار بسیار خوش گذرانیدم. مینا الان یه پسر یک سال و نیمه داره. کلی هم با روبرتو بازی کردم. من عاشق بچه هستم.
این بار دوم بود که من میرفتم دبی. اولین بار وقتی بود که واسه مصاحبه برای ویزا آمریکا رفته بودم... حدود 9 سال پیش... اون بار چون از ایران رفته بودم و اولین سفر خارج از ایرانم بود، خیلی همه چیز برام تازگی داشت. فرهنگ مردم دبی به نظرم خیلی بالا بود... اما اینبار که بعد از 8 سال زندگی تو امریکا رفتم از نظر فرهنگی یه خورده تو ذوقتم خورد. نمیخوام بگم خیلی بی فرهنگ بودن اما اون احترامی که فروشنده ها و مسئولین تو امریکا بهت میذارن تو دبی نمیدیدی.
اما یه چیزایی هم توی دبی بهتر بود. مثلا ساختمون ها... امنیت.... تمیزی... وسایل حمل و نقل ...
خلاصه روی هم رفته سفر خوبی بود... به غیر از پرواز طولانی و خسته کننده اش... یعنی اصلا دلم واسه اون پرواز تنگ نمیشه!!!! از واشنگتن تا دبی. پرواز مستقیم 14 ساعت....
راستی، موقع رفتن هواپیما چون میخواست از روی سوریه و عراق رد نشه از روی روسیه رد شد. از دریای خزر وارد ایران شد و از خلیج فارس وارد دبی شد. یعنی از شمال تا جنوب رو آسمون ایران پرواز کردیم. انتظارشو نداشتم و همین پرواز از روی ایران کلی حالمو خوب کرد...
فعلا...
سلام.نرگس هستم.متولد 31/1/1367 شیراز.ساکن آمریکا.هر وقت دلم بگیره یا خوشحال باشم اینجا می نویسم