سلام

خوبم. اما خسته ام. خدا کی این ترم تموم می شه؟؟ از این معلمه متنفرمممممممممممممممممhysteric.gif

هر روز بعد اینکه کلاس تموم می شه دو-سه تا فحش آب دار تو دلم نثارش می کنم. از اون فحش ها که نهایت نفرت رو می شه توش حس کرد. به کی بگم که هر جلسه امتحان داریم؟؟؟؟ هر روز از صبح تا شب درگیر تکلیفاشم. دلم می خواد کتاب رو محکم بکوبونم تو فرق سرش. زنیکه بییییییییییب بیییییییییییییییییب بییییییییییییب ( سانسور شد).

خب بگذریم، به اندازه کافی حرص می خورم از دستش. حداقل اینجا باید آرامش داشته باشم. خوب این روزها خبر خاصی جز خرخونی نبود. فقط دوبار رفته سینما. شرک سه بعدی و امشب هم شاهزاده ی پارسی (Prince of Persia ). شرک که مثل همیشه باحال بود. اون یکی هم بد نبود اما فوق العاده هم نبود. اولا که من زیاد از فیلم ها اکشن خوشم نمیاد. دوما من فکر می کردم یکی از داستان ها شاهنامه باشه. چون اسم شخصیت اصلیش دستان بود( رستم دستان) و اسم دختره هم تهمینه. اما داستانش یه داستان تخیلی و من در آوردی بود. به هر حال دمشون گرم که یه فیلم راجع به پارس ها ساختن و برعکس 300 چهره ایرانی ها رو بد نشون ندادن( به قول علی ت این یعنی موفق و موید باشید. گفتم که اشتباه برداشت نشه!).

مرجان جون دیروز رفته بودیم خرید طالبی خریدیم به سرم زد ژله طالبی درست کنم. به خوبی و خوشکلی شما خانم کدبانو نشد. اما با ارفاق یه نمره ای بهم بده دیگه. اینم عکسش:

 

یکمی احساس تنهایی می کنم. غربت بد دردیه. مخصوصا اگه دوستان ازت دور باشن...

خدانگهدار