سلام سلام سلااااااااااااااااامcheerleader3.gif : 60 par 44 pixels.

خیلی خوشحالم نه؟ بله چرا نباشم. آخه امتحانام تموم شد و A گرفتم از درسامYah. خداییش این هلن دورگن این ترم خیلی واسم خاطره ساز شد. آخه فاینال رو که دوشنبه بود 100 گرفتمyesssmileyf.gif : 35 par 32 pixels.(امتحان رو آنلاین رو کامپیوتر تو کالج می دادیمputersmile1.gif : 45 par 30 pixels. و همون موقع نتیجه رو اعلام می کرد). هلن جون هم داشت ذوق مرگ می شدHappy Dance. هی به به و آفرین و اینا راه انداخته بود و منم حال اساسی بهش دادم و گفتم من امتحانم رو خوب دادم چون شما خوب بهم درس دادینwink2.gif : 20 par 18 pixels.. دیگه از شوق تو پوست خودش نمی گنجید و دامنه ی تعریف و تمجید رو گسترش داد و گفت نه تو کلا دانش آموز فوق العاده ای بودیflirtysmile3.gif : 43 par 54 pixels.. منم خوش به حالم شد و پریدم بغلش کردم. خلاصه خداحافظی کردم و رفتم وقت بگیرم واسه اون امتحان سخته که گفتم و اون کتاب ریاضی کذایی رو بفروشم. حالا می گم جریان چیه:

یادتونه که اول ترم گفتم کتاب ریاضی ام رو فروخته ام و تو این ترم احتیاجش داشتم. من کتاب رو از طریق سایت www.half.com فروخته بودم. حدود سه هفته بعد اینکه کتاب رو پست کردم، اون یارو که کتاب رو بهش فروخته بودم بهم ایمیل داد که کتاب رو نگرفته! منم شماره پیگیری رو بهش دادم و گفتم برو اداره پست ببین کجاست. اما 1ماه رو اعصاب من راه می رفت و می گفت من کتاب رو نگرفتم هنوز. دیگه داشت حسابی کلافه ام می کرد، انگار کتاب تو دست من بود و بهش نمی دادم! تا اینکه رفت تو وبسایت ازم شکایت کرد که این کتاب رو پست نکرده هنوز! منم عصبی شدم و تاریخ پست و شماره پی گیری رو به مسئولین سایت دادم و اونا حق رو به من دادن و گفتن اگه باز هم بهت ایمیل داد مجبور نیستی جوابشو بدی. اما من دلم نمیومد. از یه طرف من پول کتاب رو گرفته بودم و اگه اون کتاب دستش نرسیده بود این پول حروم بود و از طرف دیگه کتاب هم دستم نبود که پول طرف رو پس بدم. یکم صبر کردم اینم هر دو- سه روز یه بار ایمیل می داد و با اعصابم بازی می کرد تا اینکه بعد 2ماه جعبه حاوی کتاب برگشت خونه! بگذریم از اینکه کتاب داغون شده بود... منم یه ایمیل به یارو دادم و گفتم پولتو می دم اما نه کامل، چون من کلی پول پست دادم و مشکل از من نبوده که شما کتاب رو نگرفتین. اونم قبول کرد و منم پول کتاب رو منهای مخارج پست بهش پس دادم. حالا دوشنبه دیدم تو سایت دانشگاه اعلام کردن که کتاب های قدیمی رو می خرن. منم کتاب رو یه خورده نو نوار کردم و جلدشو عوض کردم و بردم تا از شرش راحت شم. که گفتن ما این کتاب رو نمی خریم! می خواستم بکشمش. گفتم من اینو از کتاب خونه دانشگاه خریدم چطور می شه ازم نخرینش؟؟؟ گفتن شرمنده هستیم اما اینو نمی تونیم بخریم. چون این نوع کتاب چاپ جدیدش جلدش فرق می کنه.

اینم از این کتاب. انگار باید بمونه باهام و به من نیومده کتاب بفروشم!

دیشب هم رفتم خرید و دوتا تی شرت واسه شلوار جین و دوتا گوشواره نقره خوشکل خریدم. گوشواره ها رو قصد نداشتم بخرم اما گذاشتم تو گوشم دیدم خیلی نازن و دلم نیومد ازشون بگذرم.

امروز هم زنگ زدم مامانم و وقتی راجع به نمره هام گفتم کلی ذوق کرد و گفت دیدی رفتی آمریکا چقدر خوب شد. تو حیف بودی مادر! می موندی اینجا تلف می شدی!! مادره دیگه! اون این حرفا رو نزنه پس کی بزنه .

خوب فعلا بسه. مواظب خودتون باشین

فعلا بابای