سلام

دخترم، آریانا الان 5 سالشه و پسرم، دانی، 22 ماهشه.

این روزها به این فکر میکنم که واقعا ژن چقدر در رفتار بچه ها نقش داره! تمام فضولی هایی که آریانا داشت و الان دیگه از سرش افتاده، به دانی منتقل شده. جالبه دانی آریانا رو در حال انجام اون کارها هیچ وقت ندیده، اما پا جای پاش گذاشته!

پسرم، مثل کوچیکی ها خواهرش، علاقه وافری به تف کردن آب داره! یعنی نمیشه یه لیوان آب دستش داد. یه قلپ میخوره، بعد شروع میکنه به تف کردن! وقتی میبینه داریم میریم سمتش که آب رو ازش بگیریم، با سرعت چند بار انجام میده تا بهش برسیم! از طرف دیگه علاقه زیادی به دست کردن توی کاسه توالت فرنگی داره! درهای توالت های ما قفل بچه دارند. اما گاهی که کسی یادش میره قفل کنه، و ما حواسمون نباشه، گل پسر رو توی دستشویی در حال آب بازی توی کاسه توالت پیدا میکنیم! انگار بو میکشه وقتی در توالت بازه سریع متوجه میشه! حالا این مسئله توی خونه خودمون تا حدود زیادی مشکل زا نیست... فکر کن یه جایی مهمون باشی و همه باید بسیج بشیم که دانی تو خونه مردم نره آب بازی!

ولی با همه ی اینها، حقیقتا فضولی هاش به نسبت کوچیکی ها آریانا کمتره... آریانا خیلی بیشتر از آدم انرژی میبرد... الان هفته ای دو بار میرم سر کار و دانی میره پیش مامانم. و سه روز هم از خونه کار میکنم و خودم از پس کار و بچه داری از خونه بر میام.

چیزی که دانی رو از اول خیلی بچه راحت تری به نسبت آرینا کر خوابش بود. دانی از اول راحت میخوابید. از همون اول شیر بهش میادم و میذاشتم توی تخت و خودش میخوبید. از 3 ماهگی هم توی اتاق خودش میخوابه. از وقتی که شیر شب نمیخوره که قبل از یک سالگی اش بود، شب تا صبح هم میخوابه و این خودش خیلی به مادر و پدر کمک میکنه...

و نکته دیگه اینکه پسرم هم مثل خواهرش یه بچه ی مامانی شد و بابای بیچاره رو زیاد محل نمیذاره! البته آریانا الان دیگه 50-50 شده و مثل قبل به من نمیچسبه. اما همسرجان آرزو به دل موند بچه ها کوچولومون خودشون رو براش لوس کنند و با نق و گریه بخوان بپرن تو بغلش...

خب از دانی که گفتیم .... ازآریانا هم کمی بگیم که توی تاریخ ثبت بشه! آریانا الان پیش دبستانی میره. با دختر برادرم حسابی دوسته و خیلی هم با هم رقابت دارن. دخترم خیلی مهربونه. داداشش رو اصلا اذیت نمیکنه و بهش حسودی نمیکنه. گاهی که داداشش وسط بازی اش میره کاسه کوزه اش رو به هم میریزه شاکی میشه اما.عاشق بازی با عروسک هاشه. برنامه هایی رو دوست داره که چند تا دختر بچه نقش بازی میکنند... زیاد اهل کارتون نیست. یه جا ثابت نمیتونه بشینه. خیلی زیاد صحبت میکنه. و هنوز بد غذاست و موقع غذا باید صد بار بهش یادآوری کنیم از جاش بلند نشه و بشینه سر جاش و بخوره....

این چند خط از طفولیت بچه هام بمونه به یادگار... با همه ی سختی های مادر بودن، خیلی از داشتنشون خوشحالم و عاشقشونم....