من آمده ام، وای وای، من آمده ام!
سلام
نه من تو ایران گیر نکردم! دو ماهه برگشتم امریکا!
ایران خیلی خوب بود. سفر فوق العاده ای بود و تقریبا تمام کارهایی که مد نظرم بود
رو انجام دادم. زیاد حسرت چیزی به دلم نموند. حتی یه ساعت هم وقت هم حوصله ام سر
نمی رفت. از اون سفر سه سال پیش خیلی بیشتر بهم خوش گذشت که احتمالا به دلیل
تابستون و بهتر بودن آب و هوا بود. همه می گفتن تابستون گرمه و ماه رمضونه و اذیت
میشی. اما خیلی بیشتر از سه سال پیش این ور و اون ور رفتم. کلا من گرما رو به سرما
ترجیح میدم. اصلا هم گرما اذیتم نکرد... به نظرم فلوریدا گرم تر بود...|
تو این
مدت خیلی دلم میخواست آپ کنم اما مشغله ی فکری ام به قدری زیاد بود که اصلا نمی
تونستم بنویسم. کلا من وقتی فکرم آزاد نیست حوصله ی نوشتن ندارم. این مدت اتفاق
های خیلی خوب و خیلی بد زیاد افتاد. وقتی
برگشتم برای یه پروژه اسم نوشتم و قبول شدم و الان عضو یه پروژه تحقیقاتی در زمینه
مهندسی پزشکی هستم. یه تیم از دانشجو های مهندس های مختلف هستیم. البته هنوز پروژه
کامل استارت نخورده... خبر خیلی بد و غیر منتظره فوت یکی از عموهام بر اثر سکته
قلبی بود... حدود یک ماه پیش. خیلی ناگهانی بود. هنوز که هنوزه رو زبونم نمی چرخه
بگم خدا بیامرز... عمو محمدحسین مثل پدر دومم بود. خیلی خاطرات مشترک باهاش داشتم.
همیشه خونه یکی بودیم. پسرعموهام مثل برادرم هستند. خلاصه که بعد فوت عمو یه
جورایی تو بهت و ناباوری بودم. و باز هم خدا رو صد هزار مرتبه شکر کردم که به موقع
اومدم ایران. هیچ وقت فکر نمی کردم شبی که برای خداحافظی ام اومد دیدار آخرمون
باشه. یادش بخیر... اون شب با همه عکس گرفتم. یه عکس با عمو و پسرعموام با هم
گرفتم. پسرعموم محکم بغلم کرده بود عموم میخندید میگفت خجالت بکش دختر مردم رو
اینجوری بغل نکن. پسرعموم میگفت دختر مردم چیه آبجی ام هست! قبل فوت عمو برا مامان
بابام بلیط گرفته بودم که بیان امریکا. حدود یه هفته بعد از فوت عمو اومدند. منم
که این ترم افتضاح سرم شلوغ... اصلا وقت ندارم باهاشون برم اینور اونور... حدود یک
ماه دیگه امریکا پیشم هستند.
خوب این آپ فعلا واسه الان بد نیست نه؟؟؟
فقط خواستم تشکر کنم از همه اون هایی که بعد از این همه مدت هنوزم به یادم هستند و
برام نظر میذارن
*** راستی یکی از قسمت های خوب سفر ایرانم دیدار با دوست عزیز وبلاگی ام، ساجی بود. ساجی جون خیلی ماهی عزیزم. خیلی از دیدارت خوشحال شدم. راستش خیلی بهت احساس نزدیکی کردم حس کردم خیلی شبیه خودمی. ![]()
سلام.نرگس هستم.متولد 31/1/1367 شیراز.ساکن آمریکا.هر وقت دلم بگیره یا خوشحال باشم اینجا می نویسم