بیژن
سلام
حالم گرفته.امروز که زنگ زده بودیم ایران فهمیدم بیژن پسرخالم ۳ روزه فوت شده اما به من نگفته بودن.تو اداره برق کار می کرد.۱۲ روز پیش در حال تعمیر یک دکل برق ،که اتصالی داشته آتیش می گیره.۹۲٪ سوختگی و برق گرفتگی!خیلی سرم درد می کنه.خدا به کی باید شکایت کرد؟!مگه جون جوون مردم زیادی بوده که فرستادنش سر کاری که انقدر ایمنیش پایین بوده؟!کی جواب گو هست؟!مسئول برق یا بیمارستان؟؟؟مامانم می گفت درسته سوختگی شدید بوده اما حالش خوب بوده و حرف می زده!اما چند روز بعدش به علت عفونت شدید که به مغزش هم زده بوده فوت می کنه.![]()
نمی دونم چی بگم.فکر کنم ۱۳-۱۴سالی از من بزرگتر بود.بزرگترین نوه خانواده مادری الان پیشمون نیست.یاد خاطرات بچگیم افتادم.یه سبیل می ذاشت ازش می ترسیدم.بغلش نمی رفتم.بهم می گفت بیا بریم مغازه واست هر چی می خوای می خرم.منم قبول می کردم و راضی می شدم برم بغلش.یادش بخیر.تنها دلیل اینکه این پست رو نوشتم این بود که به پسرخاله عزیزم بگم همیشه دوستش داشتیم و هیچ وقت یادش از خاطرمون پاک نمی شه و به خالم که شوهرش هم فوت شده و غمش ۲ چندان شده و برادرها و خواهراش بگم با تمام وجودم باهاشون هم دردی می کنم.هر چند خودمون هم داغ داریم...
بیژن جان،روحت شاد ![]()
یه فاتحه واسه شادی روح پسرخاله عزیزم بگین لطفاً.
سلام.نرگس هستم.متولد 31/1/1367 شیراز.ساکن آمریکا.هر وقت دلم بگیره یا خوشحال باشم اینجا می نویسم