سلام
امروز خیلی دلم گرفتست(خیلی خیلی خیلی!!!!)هیچ کس هم نمی دونه چرا.الکی هم نپرسین چرا که بهتون نمی گم.فقط کمکم کنین از این حال در بیام
.چه جوریشو خودم هم نمی دونم.دیگه خودتون یه کاریش بکنین.همه اونایی که منو میشناسن می دونن که من شعر های عاشقانه رو خیلی دوست دارم. هر شعری رو هم که خوشم بیاد یادداشت می کنم.تو مطالب قبلیم یه شعر از حافظ نوشته بودم که گفتم از طرف یکی از عزیزترین دوستامه.این یکی هم همون دوستم واسم فرستاده.منتها خیلی وقت پیش(۲۰۰۷/۲۹/آگوست).منم همون موقع تو دفترم یادداشتش کردم.اول خدمت اونا که فضولیشون گل کرده و پیش خودشون می گن این کیه که راه به راه واسه نرگس شعرهای عاشقانه می فرسته بگم که این دوسته عزیز من به من لطف داره و چون اسمم توی این شعرا بوده واسم فرستادشون.خدایی خیلی دلم واسش تنگ شده
.اینم از شعره:
به جــز تـو ای گـل نرگــس مرا نـــگار نبـاشــد جــــــدا ز یــاد تـو هرگــز مـرا قـرار نـبـاشـــد
کنون که فرصت عشق است گیر دسـت نیـازم که بخت با دل عاشـق همیشـه یار نباشـد
بـهــار با هـمـه خـوبـی به قلـــب مـا ننـشیـنـد که بی تو لطف و صفایی در این بهار نباشد
بـــه شوق وصل تو دادم به دست صبر دلـم را نـگــو نصــیـب مــن از تـو جـز انـتـظار نباشد
ندیدم آن رخ ماهت دو چشم و خال سیاهت به طالـع مـن بـی دل نـظـر بـه یــار نـبـاشــد
